حسن حسن زاده آملى

50

مجموعه مقالات (فارسى)

در عالم خير خيلى بزرگ است ، پس اين كه فرمودند ما را به‌بينيد و به سوى ما بيائيد ، به هر اندازه‌اى كه بسوى آنها رهسپار شده‌ايم ، به عالم انسان بالفعل تقرّب جسته‌ايم و به همان حدّ انسان و انسان‌تر مىشويم ، و به هر مقدار اسماء اللّه عينى را كه سرمنشأ ولايت تكوينى است در خود يافته‌ايم ، ارتقاء و اعتلاى وجودى داريم ، تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد . و ثانيا : اين كه بايد بين ولايت تكوينى و مقام نبوّت تشريعى و امامت تشريعى فرق گذاشت ، فضل نبوّت و منصب امامت ، مطلبى است و نيل به مقامات معنوى انسانى و ولايت تكوينى مطلب ديگر . در اصطلاح ارباب قلوب ، اين را نبوّت عامّه ، و نيز نبوّت مقامى و نبوّت تعريف و إنباء گويند ، و آن را نبوت تشريع . هر چند سير الى اللّه ، موجب تقرّب به اوصاف ربوبيه و تخلّق به اخلاق الهيّه ، يعنى سبب نيل بمقام ولايت تكوينيه مىگردد ، و لكن وظيفه سالك اين است كه در رياضات شرعيه ، هدفى جز حق سبحانه نداشته باشد ، اگر به اميد نيل بمقامى رياضت كشد ضرر كرده است ، و به قول شيخ در مقامات العارفين ، اشارات : « من آثر العرفان للعرفان فقد قال بالثانى » ، هرچيز كه جز حق تعالى هدف باشد آن بت است ، بقول خواجه حافظ : تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن * كه خواجه خود صفت بنده‌پرورى داند با رضاى محض و تسليم صرف بايد به راه افتاد ، اگر دادند متشكر ، اگر ندادند عجله نكن ، صابر باش . آنان كه ديرتر مىگيرند ، پخته‌تر مىشوند ، وظيفه ما اين است كه بندهء حلقه به گوش او باشيم ، و مىدانيم قدمى كه در راه او برداشته‌ايم و نيتى كه در اين راه نموده‌ايم و عمل خيرى كه انجام داده‌ايم ، و هرگونه حسابى كه در بانك الهى باز كرده‌ايم ، به هدر نخواهد رفت : « إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا » « 17 »

--> ( 17 ) . كهف / 31 .